پنجشنبه ۰۵ شهریور ۰۵

آرشیو اردیبهشت ماه 1399

فلز آلومينيوم داري تركيباتي انعطاف پذير است كه به صورت سنگ معدن يافت ميشود

۲۱ بازديد

گزارش تحقيق: كودك دو ساله با آسيب دو طرفه لوب تمپورال، مورد ارزيابي AMLR قرار گرفت. نتيجه: با فيلتر 30 to 100Hz آنالوگ، مولفه Pa واضحي مشاهده مي شود. با فيلتر 5 to 1500Hz، Pa مشاهده نميشود (شكل 7-11). در همين كودك  نمايندگي سمعك برنافون هنگامي كه شكل موج حاصل از تنظيم فيلتر 5 to 1500Hz را با يك فيلتر ديجيتال 30 to 100Hz ثبت كردند، هيچ مولفه كاذبي مشاهده نشد. در صورتي كه ABR وجود نداشته باشد نيز AMLR، ناشي از تاثير فيلتر ثبت نمي شود. پايين تر آوردن فركانس قطع فيلتر بالاگذر تا حد 15Hz در ارزيابي باليني AMLR (اما نه هميشه) مطلوب است.

گزارش تحقيق: ثبت AMLR در 217 بيمار در محدوده سني 6 روزه تا 20 ساله (در اين محدوده سني احتمال مشاهده مولفه هاي Na و Pa با فيلتر بالاگذر با فركانس قطع پايين 15Hz (با شيب 12 dB/octave) بيشتر از حالت استفاده از فركانس قطع پايين 3Hz (با شيب 6dB/octave) است.

با فركانس قطع 15Hz، نتايج بهتري از نظر كاهش فعاليتهاي كم فركانس (20Hz و كمتر از آن) EEG بدست مي آيد. (اين فعاليتهاي فركانس به ويژه در كودكان باعث حذف AMLR مي شود).

گزارش تحقيق: با استفاده از فيلتر بالاگذر 10Hz (در مقايسه با تنظيم 5Hz) براي   AMLR

 نوزادان احتمال مشاهده Na و Pa بيشتر مي شود.

آناليز طيفي AMLR نشان ميدهد كه در بزرگسالان نرمال، بيشترين مقدار انرژي در ناحيه 30 to 50Hz است. با فيلترهاي ديجيتالف با فركانس سطح 30Hz براي فيلتر بالاگذر، همه مولفه ها قابل دستيابي هستند. با افزايش فركانس قطع از 30Hz به 50Hz دامنه Na و Pa كاهش پيدا مي كند. در فركانس قطع حدود 40Hz، Pb ناپديد مي شود.

مولفه هاي تاخيري (آخر) AMLR داراي فركانس پايين تري هستند و با فركانس قطع 60Hz، AMLR بطور كامل حذف مي شود.

با حذف محتوي فركانسي پايين تر از 30Hz، تغييرپذيري بين فردي شكل AMLR به ميزان قابل توجهي كاهش پيدا مي كند. محتوي انرژي موجود در ناحيه حدود 10Hz در AMLR عمدتا ناشي از فعاليت هاي نورولوژيك عمومي است و ارتباطي با پاسخ ندارد. در عين حال، بخش مهمي از محتوي انرژي AMLR در ناحيه فركانسي پايين تر از 30Hz است.

۱۶ بازديد

فيلتر

هدف اصلي فيلتر كردن در AMLR آن است كه تاثير ناخواسته فعاليت هاي كم فركانس EEG را بعنوان يك منبع نويز كاهش دهند. تنظيمات فيلتر – به ويژه فركانس قطع پايين فيلتر بالاگذر – نهايت اهميت را در ثبت AMLR دارد. در مطالعات اوليه اكثرا از تنظيم كاملا نمايندگي سمعك ريساند محدود فيلتر آنالوگ (حدود 30 to 100Hz) استفاده مي شد. در آن زمان تا اوايل دهه 1980، اعوجاج شديد وارده بر AMLR  ناشي از كاربرد فيلتر آنالوگ مورد توجه قرار نگرفت. تاثير فيلتر بر AMLR به چند طريق صورت مي گيرد شامل: ايجاد اعوجاج فاز (جابجايي نهفتگي)، كاهش توان (كاهش دامنه) براي بعضي مولفه ها (مثل Pa)ها و ايجاد مولفه هاي كاذب (آرتيفكت) در شكل موج.

گزارش تحقيق: شبيه سازي فيلترينگ آنالوگ (نوع Butterworth) بصورت ديجيتال با شيب 24dB/ octave و ارزيابي تاثير آن بر شكل موج AMLR بررسي شد. همانطور كه انتظار داريم، يك فيلتر آنالوگ پايين گذر، شكل موج را خيلي هموار (smooth) مي كند و نهفتگي مولفه هاي Na، Pa و Nb را افزايش مي دهد. فيلتر بالاگذر آنالوگ، باعث ايجاد اعوجاج بارزتري در شكل موج مي شود و بالاتر بردن تنظيم فيلتر بالاگذر از 1Hz باعث مي شود كه دامنه بعضي مولفه ها افزايش پيدا كند بدليل اعمال نوسانات متعلق به مولفه هاي مقدم در فيلتر). با محدودتركردن محدوده فيلترينگ، نهفتگي مولفه Pa كمتر مي شود. (از Hz1 به بالا)، و با رسيدن محدوده فيلتر به مرز 40Hz، پلاريته مولفه Pa معكوس مي‌شود. با افزايش شيب فيلتر، اعوجاج بيشتري در شكل موج مشاهده مي شود.

با افراط در محدود ساختن يك فيلتر آنالوگ (مثلا فيلتر باند گذر 30 to 100Hz)، هنگامي كه در واقع هيچگونه AMLR وجود ندارد، احتمال مشاهده يك مولفه Pa (كاذب) درحدود 30ms و يا حتي احتمال مشاهده يك توالي مولفه هاي Na-Pa-Nb (كاذب) وجود دارد. چنين پاسخ كاذبي نمايانگر بروز تاثير يك ABR اعوجاج يافته در ناحيه ميان رس است. اين آرتيفتكت اغلب هنگامي مشاهده مي شود كه يك ABR نيز (همزمان) ثبت شده است و يا حداقل يك موج I بزرگ حضور دارد.

۱۷ بازديد

آنها از داشتن رابطه ي عاطفي بسيار شديد (حتي در آميختن) با ديگران لذت مي برند و مي تواننند از همسراني كه در برآوردن نيازهايشان،براي وصلت پرحرارت هيجاني ناتوان 

ايناگرام

هستند،دلسرد و سرخورده شوند.غفلت از خويشتن در يك «اتحاد و يكپارچگي وجودي» در اينجا ايده آل است و تي هاي با غريزه ي جنسي هميشه در جستجوي اين حالت با ديگران و يا برانگيختن

اناگرام اشيا در جهان اطراف خود هستند.

غريزه ي اجتماعي (سازگاي)

از آن جا كه بسياري از مردم مايل اند خود را به غلط همانند تيپ هاي انياگرام با غريزه ي جنسي معرفي كنند،زيرا خواهان رابطه ي دونفره هستند،بسياري ديگر در بازشناخت خودشان به عنوان تيپ هاي با غريزه ي اجتماعي ناتوان هستند. آنها به غلط باور دارند كه انسان بايد هميشه در گروه ها،گردهمايي ها و ميهماني ها درگير بوده و به آنها وابسته باشد.

اگر تيپ  هاي با غريزه صيانت نفس علاقه مند به سازگاري با محيط يراي ايجاد احساس امنيت و شادكامي براي خود هستند، تيپ هاي با غريزه ي اينياگرام اجتماعي ،خود را براي خدمت به نياز هاي موقعيت اجتماعي كه خود را در آن مي يابند،سازگار مي سازند.بنابراين ،تيپ هاي با غريزه ي اجتماعي ،خواه در موقعيت هاي صميمي و خصوصي و خواه در گروه ها قرار مي گيرند ،آگاهي (شناخت)بسيار بالايي از ديگران دارند

۱۳ بازديد

يافته‌هاي  :ABR

از سال 1980، گزارشات باليني گهگاهي توصيف يافته‌هاي ABR را در جمعيت اطفال مبتلا به هيدروسفالي آشكار كردند. افزايش فشار داخل مغزي همراه با هيدروسفالي به طور واضح مي‌تواند عملكرد بخش راسي ساقه مغز را مختل كند و زمان نهفتگي قيمت سمعك موج V و گاهي اوقات موج III را طولاني كند. در موارد شديد هيدروسفالي، ABR ممكن است غايب باشد. به هر حال، برگشت آبنورمالي‌هاي ABR مي‌تواند توسط درمان هيدروسفالي از طريق ايجاد شنت در مايع مغزي ـ نخاعي ايجاد شود.

Kralls و همكارانش در سال  1984 ،ABR  را در 40 بيمار (80 گوش)، با هيدروسفالي تاييد شده از نظر پزشكي ثبت كردند. به جز دو بيمار  همه افراد مورد مطالعه كودك بودند و 29 بيمار كمتر از 3 سال سن داشتند. در بين اين گروه 88 درصد شواهدي از آبنورمالي‌هاي ABR  را نشان دادند. درصد يافته‌هاي غير طبيعي به صورت زير توزيع شده‌اند. تاخير زمان نهفتگي موج I-V (35 درصد)، كاهش نسبت دامنه موج V/I (33 درصد)، تاخير زمان نهفتگي موج III (27 درصد)، تاخير زمان نهفتگي موج V (53 درصد). زمان نهفتگي موج I براي همه بيماران طبيعي بود. يافته‌هاي باليني مهم فقدان هر گونه پاسخ قابل كشف براي 25 درصد موارد و شواهدي از نقص حساسيت شنوايي محيطي (آستانه ABR بيشتر از 20dBHL) براي 70 درصد موارد بودند.

نسبت آبنورمالي موج I-V در هيدروسفالي (33 درصد) خيلي بالاتر از ميزان گزارش شده توسط اين نويسنده‌ها براي 100 بچه داراي معلوليت‌هاي متعدد (23 درصد) يا 60 كودك مبتلا به مننژيت (10 درصد) بود. شواهدي از نقايص شنيداري محيطي نيز معمولاً در هيدروسفالي يافت مي‌شوند. اين مطلب توسط اطلاعات اديومتريك براي 47 كودك مبتلا به هيدروسفالي (علت‌هاي متعدد) اخيراً توسط Serlo و ديگران در سال 1989 گزارش شد. كاهش شنوايي حسي عصبي فركانس بالا در 38 درصد(47/18)از كودكان يافت شد. كاهش شنوايي در بين گرو‌ه‌هاي داراي علت‌هاي مختلف تفاوتي ندارد. Kraus و همكارانش در سال 1984 بحث دقيقي در مورد پاتوفيزيولوژي هيدروسفالي در ارتباط با الگوهاي ABR گزارش شده ارائه كردند. ABR يك تكنيك با ارزش براي تخمين وضعيت شنوايي محيطي در هيدروسفالي است. چون اين بچه‌ها اغلب خيلي بيمار يا خيلي جوان هستند براي اينكه به طور رفتاري آزمايش شوند. اين مسئله يك نكته باليني مهم را ايجاد مي‌كند. تخمين عملكرد محيطي با اطلاعات حاصل از موج V در هيدروسفالي بايد خيلي با احتياط انجام شود، چون پاتولوژي سيستم عصبي مركزي ممكن است آبنورمالي‌هاي چشمگيري نيز در ABR توليد كند.

Sood و ديگران در سال 1991 يافته‌هاي غير طبيعي بايد ABR (قبل از درمان) را براي اكثريت بيماران (30 = N) مبتلا به هيدروسفالي ناشي از تومورهاي مغزي شامل آبنورمالي‌هايي در 80 درصد افراد مبتلا به تومور مغزي، 70 درصد مبتلا به تومور سومين بطن مغزي و 100درصد بيماران داراي تومور ساقه مغز گزارش كردند. آبنورمالي ABR شامل زمان‌هاي نهفتگي بين موجي تاخير يافته بود.

به دنبال فرايند ايجاد شنت در مايع مغزي ـ نخاعي، ABR در 70 درصد بيماران مبتلا به تومور ساقه مغز و 40 درصد افراد مبتلا به تومور بطني بهبود يافت. در چندين بيمار فقط موج I قبل از فرايند ايجاد شنت موجود بود، در حالي كه ABR طبيعي بعد از فرايند ايجاد شنت ظاهر شد. به هر حال، بدتر شدن ABR  براي نسبت كوچك‌تري از گروه‌ داراي تومور مغزي و ساقه مغز به دنبال فرايند ايجاد شنت يافت شد و ABR بعد از فرايند ايجاد شنت براي همه بيماران داراي تومورهاي مغزي تغيير نكرد.

 

۲۹ بازديد

آنسفاليت يا التهاب مغز:

Majnemer در سال 1984 آثر آنسفاليت ساقه مغز را بر روي ABR با دو مورد گزارش (يك پسر 10 ماهه و دختر 5/11 ماهه) شرح داد. نشانه‌هاي باليني معمول در بيماري شامل سطح هوشياري كاهش يافته (Lethargy)، تلفظ نادرست كلمات (dysarthria) و اختلال در بلع dysphagia، نقايص عصب مغزي و آتاكسي هستند. در بين علت‌هاي نمايندگي سمعك اينترتون پيشنهاد شده براي موارد انتخاب شده مي‌توان به عفونت هرپس سيمپلكس و تلقيح يا تزريق آنفولانزا اشاره كرد. ABR ‌هاي متوالي براي هر بيمار در ابتدا تاخير غيرطبيعي را براي زمان‌هاي نهفتگي بين موجي نشان دادند. در طي زمان (8 ماه براي مورد يك و سه ماه براي مورد 2) ABR به طور اساسي بهبود يافت. آبنورمالي‌هاي ديگر گزارش شده  شامل مورفولوژي ضعيف، كاهش نسبت دامنه موج V/I و فقدان اجزاي موجي بودند. شواهدي از نقص شنيداري محيطي براي هر بيمار وجود داشتند. نويسنده‌ها ذكر كردند كه يافته‌اي اوليه ABR در اين دو بيمار با آنسفاليت ساقه مغز از ABR حاصل از بچه‌هايي با گليوماي ساقه مغز غير قابل تميز است. اما در طي ABR در آنسفاليت ساقه مغز بهبود مي‌يابد، اما براي موارد نئوپلاسم بهبود نمي‌يابد و يا حتي بدتر مي‌شود.

Jain و همكارانش در سال 1984، ABR را در 15 بيمار دچار كما ( بين سن 13 تا 51 سال) (متوسط امتياز Glasgow coma scale=8/2) ثانويه به التهاب مغز و مننژ (meningoencephalitis) ثبت كردند. علت براي چهار بيمار ناشناخته بود و شامل مننژيت چركي، مننژيت سلي، آنسفالوپاتي روده‌اي (آنسفالوپاتي = هر يك از بيماري‌هاي دژنراتيو مغز) و التهاب مغز و مننژ قارچي براي بقيه موارد بود. در اين گروه 5 بيمار در مقايسه با اطلاعات حاصل از گروه كنترل ABR طبيعي به صورت دو طرفه داشتند. ده نفر ديگر آبنورمالي‌هايي را نشان دادند كه از زمان نهفتگي بين موجي تاخير يافته (هشت بيمار)، يا فقدان امواج موجي (دو بيمار)، تشكيل شده بود. (گزارش شده براي گوشي كه بيشتر درگير بوده است) تعداد بيماران دچار كماي داراي ABR غير طبيعي بيشتر از ميزان مورد انتظار براي كما به علت آسيب سر بود.

۱۵ بازديد

بيماري‌هاي زير درون طبقه‌بندي بيماري‌هاي تخريب كننده ميلين موجود در سيستم عصبي مركزي قرار مي‌گيرند.

(ADEM) Acute disseminated encephalomylelitis سمعك زيمنس آلمان التهاب ميلين مغزي منتشر حاد

acute hemorrhagic leukoencephalitis

مالتيپل اسكلروزيس

بيماري Schilder

Guillian-Barre Syndrom demyelinaton سيستم عصبي محيطي را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

بيماري‌هاي Dysmyelinating شامل موارد زير هستند.

Leukdystrophies

Metachromatic

Leukodystrophy

Globid cell leukodystrophy

Sudanophilic(orthochromatic) leukodystrophy

Adrenoleukodystrophy

Pelizaeus-Merzbacher

بيماري Alexander

بيماري مالتيپل اسكلروزيس (MS) :

MS شايع‌ترين نوع بيماري demyelinating و يك علت اصلي آسيب نورولوژيك در بزرگسالان به جزء افراد مسن است. بزرگسالان جوان معمولاً تحت تاثير اين بيماري قرار مي‌گيرند. (در حدود 50 تا 70 درصد بيماران، بيماري بين سنين 20 تا 40 سالگي شروع مي‌شود) بيماري مالتيپل اسكلروزيس در بچه‌ها بي‌نهايت نادر است.

بيماري Schilder:

اين بيماري در دوران بچگي ايجاد مي‌شود و پيشرونده است. معمولاً داراي patch هاي دو طرفه ؛ بزرگ و مداوم demylination  و همراه با آسيب آكسوني شديد است. آن گاهي به عنوان diffuse cerebral sclerosis شناخته مي‌شود. راههاي ساقه مغز ممكن است demyelination   را نشان دهند. بعصي نويسنده‌ها در نظر مي‌گيرند بيماري schider يك نوع از MS است كه در دوران بچگي ايجاد مي‌شود. بيماري schilder ممكن است به عنوانPanencephalitis  subacute sclerosing ياadrenoleukodystrophy  اشتباه تشخيص داده شود. تشخيص اين بيماري توسط CT و MRI است،  (نشان دادن كاهش چگالي ماده سفيد دو طرف) و معاينه CSF (با افزايش gammalobulin يا بخشي از IgG).

نشانه‌هاي اين بيماري شامل كاهش پيشرونده و غيرقابل برگشت عملكرد عقلاني، نابينايي كورتيكال، فلج اسپاستيك دو طرفه و كري و منجر به مرگ در عرض يك تا پنج سال مي‌شود. مؤثر بودن درمان معمول توسط كورتيكواستروئيدها ياACTH  به طور قاطع شرح داده نشده است.

۲۴ بازديد

نشانه‌هاي خطر براي كاهش شنوايي پيشرونده و كاهش شنوايي دوران نوزادي (29 روز تا 2 سالگي):

حتي بعد از ترخيص از اتاق نوزادان، شروع كاهش شنوايي نمايندگي سمعك زيمنس در نوزاد مي‌تواند با تنوعي از فاكتورها همراه شود. جدول 10-9 شامل ليست نسبتاً طويلي از نشانه‌هاي خطر براي كاهش شنوايي نوزاد در بعد از دوران نوزادي است. افراد حرفه‌اي درگير در مراقبت سلامت اطفال، شامل متخصص اطفال، پزشكان خانواده، اديولوژيست، پرستاران سلامت عمومي و ديگر افراد متخصص در مداخله زودهنگام و پرسنل (در امريكا افرادي كه در برنامه‌هاي early head start كار مي‌كنند) بايد به خوبي آگاه باشند و به طور ثابت براي شناسايي نشانه‌هاي خطر ايجاد كننده كاهش شنوايي در بچه‌هاي موجود در محدوده سني 29 روز تا 2 سال تلاش كنند. اولين مرحله نگراني والدين يا فرد مراقبت كننده از كودك در مورد شنوايي وي است. نگراني اغلب توسط يا عدم پاسخگويي آشكار به صدا (مثل گفتار يا اصوات محيطي) يا تاخير درك شده در كسب گفتار و زبان ايجاد مي‌شود. پاسخ مناسب  پزشك و يا ديگر افراد فراهم كننده مراقبت سلامت اطفال به نگراني والدين در مورد شنوايي بچه ارجاع فوري براي ارزيابي شنوايي توسط يك اديولوژيست است. به طور واضح، در بحث غربالگري شنوايي نوزاد بايد به اين نكته اشاره كرد كه هيچ بچه‌اي براي انجام ارزشيابي شنوايي خيلي جوان نيست. علاوه بر اين، مداخله مي‌تواند در هر سني براي بچه‌‌اي با آسيب شنوايي تشخيص داده شده، اجرا شود. مرور با دقت نشانه‌هاي خطر در جدول 10-9 آشكار مي كند  دو موردي را كه اغلب با تشخيص بعدي نروپاتي شنوايي همراه هستند. (شامل بيلي‌روبين بالا و تنوعي از اختلالات تخريب كننده عصبي)  همچنين گزارشاتي وجود دارند كه نشان مي‌دهند نروپاتي شنوايي در بين افرادي با اختلالات ژنتيكي تعيين شده، وجود دارد. در مقابل با نشانه‌هاي خطر دوران نوزادي (با فقط يك استثناء مثل آنومالي‌هاي مادرزادي)كه با كاهش شنوايي حسي عصبي دائمي همراه شده‌اند، چندين نشانه خطر در جدول 10-9 با كاهش شنوايي انتقالي (علائم سندروم هاي انتخاب شده و التهاب گوش مياني راجعه يا ثابت يا مداوم ) در ارتباط هستند. همچنين توجه كنيد كه يكي از نشانه‌هاي خطر (ضربه سر) به يك بيماري يا پاتولوژي مربوط نمي‌شود، بلكه به طور ثانويه در اثر آسيب يا تصادف ايجاد مي‌شود. سرانجام، كاهش شنوايي پيشرونده با اختلالات طبقه‌بندي شده در داخل يكي از نشانه‌هاي خطر در نوزادان بعد از دوره نوزادي همراه مي‌شود.

به خصوص نروفيبروماتوزيس – استئوپتروزيس و سندروم usher .

۱۳ بازديد

فاكتورهاي خطر (نشانه‌ها) براي كاهش شنوايي نوزاد (محيطي)، سيستم عصبي مركزي (عملكرد بد شنيداري) و كاهش شنوايي با شروع تاخيري به  سمعك زيمنس اكسپرينس ترتيب الفبا مرتب شده‌اند. در اين جدول فاكتورهاي خطر و همچنين نشانه‌هاي ارجاع براي غربالگري شنوايي نوزاد ذكر شده اند. همراهي نشانه‌هاي خطر با ثبت بعدي كاهش شنوايي براي نوزادان موجود در محدوده سني 29 روزه تا 2 سالگي (شامل كاهش شنوايي پيشرونده) در متن آورده شده است و در جدول 10-9 خلاصه شده است.

كاهش شنوايي

مننژيت باكتريايي

وزن تولد كمتر از 1500 گرم

عفونت‌هاي مادرزادي

سيتومگالوويروس

سيفليس

هرپس

توكسوپلاسموزيس

سرخجه

آنومالي‌هاي صورتي ـ جمجمه‌اي

 

Micro crotia يا كوچك بودن غير طبيعي لاله گوش

آترزي گوش

فرو رفتگي يا برجستگي‌هاي جلوي گوش

علامت يا stigmata

سندروم‌هاي همراه شده با كاهش شنوايي

Extra corporeal membrane oxygenation ECMO

اكسيژناسيون غشايي خارج تنه‌اي

تاريخچه خانوادگي كاهش شنوايي (كاهش شنوايي مادرزادي دائمي يا با شروع تاخيري)

بيلي روبين بالا كه نياز به تعويض خون داشته باشد و يا توسط سطوح خوني مشخصي تعيين شود.

تهويه مكانيكي براي بيشتر از 5 روز

افزايش فشار خون ريوي در نوزاد تازه متولد شده

ناهنجاري برونش‌ها و ريه‌ها

داروهاي اتوتوكسيك براي بيشتر از 3 روز درماني يا همراه با داروهاي ديورتيك حلقوي مثل :

جنتامايسين

فروزومايد (لازيكس)

نگراني پزشك و يا والدين

كاهش فعاليت تنفسي شديد در زمان تولد (خفگي شديد)

نمره آپگار صفر در يك دقيقه (دقيقه اول )

نمره آپگار صفر تا شش در پنج دقيقه (دقيقه پنجم)

۱۲ بازديد

سوئيت (محرك) – متغير – تعداد سوئيپ محرك متغير است و تعداد مورد نياز براي ايجاد يك نسبت سيگنال به نويز خوب بايد استفاده شود. (موج V به سمعك ويدكس طور واضح و قابل اعتمادي همراه با فعاليت الكتريكي زمينه نسبتاً كم و يا ميزان نويز كم ثبت شود).

(replications) RUNS – مساوي 2 و يا بزرگتر از 2- تاييد اين مطلب كه موج V وجود دارد، به ميزان زيادي توسط تاييد اينكه پاسخ قابل اعتماد است، افزايش مي‌يابد. يعني موج V در ناحيه زمان نهفتگي يكساني در دو يا تعداد بيشتري شكل موج معدلگيري شده به طور جدا مشاهده شود. به خاطر بياوريد، اگر شكل موج تكرار نشود، سپس شما بايد علت را بررسي كنيد.

 

پارامترهاي ثبت:

انتخاب مناسب برخي از پارامترهاي ثبت ذكر شده در جدول 2-9 براي ثبت و كشف مطمئن ABR در نوزاد و يا بچه جوان مهم است. در واقع، براي تعداد از پارامترهاي ثبت يك انتخاب نامناسب مي‌تواند منجر به اشتباه مثبت كاذب در آناليز شكل موج شود. يعني پاسخي ثبت نمي‌شود، در حالي كه در واقع كودك داراي شنوايي طبيعي است. يك مثال از چنين اشتباهي در اندازه‌گيري ABR در نوزاد، استفاده از آرايش الكترودي دگرسويي به جاي آرايش همانسويي است. به ندرت در يك نوزاد تازه متولد شده ABR از طريق الكترود معكوس واقع شده نزديك گوش دگرسويي به سمت تحريك ثبت مي‌شود. در مقابل در يك كودك داراي سن بيشتر يا بزرگسال اگر ABR در آرايش همان‌سويي وجود داشته باشد، سپس يك پاسخ قابل اعتماد به طور ثابت توسط آرايش الكترودي دگرسويي ثبت مي‌شود. اين آرايش الكترودي دگرسويي فاقد موج I ولي داراي امواج واضح III و V است. تاثير آرايش الكترودي بر روي اشكال موجي ABR در نوزادان تازه متولد شده در مقابل كودكان داراي سن بيشتر و بزرگسالان در كل 3-9 شرح داده شده است. توضيح دقيقي براي فقدان ABR ثبت شده به صورت دگرسويي در نوزادان تازه متولد شده وجود ندارد. عواملي در اين زمينه نقش دارند.

سطح آرايش الكترودي نسبت به توليد كننده‌هاي اجزاي ABR

اندازه‌ سركوچك

رشد نارس سيستم عصبي

در هر صورت نوزادي كه داراي ABR واضح و قابل اعتمادي توسط قرار گرفتن الكترود غير معكوس بر روي پيشاني و الكترود معكوس بر روي گوش همانسويي به محرك است، در صورت قرار گرفتن الكترود معكوس بر روي گوش دگرسويي به محرك معمولاً پاسخي نشان نخواهد داد. در واقع كاملاً آسان است كه در ثبت ABR از يك نوزاد به طور اشتباه از آرايش الكترودي دگرسويي استفاده كنيم. در موارد شتاب زدگي براي انجام دادن ABR در يك مكان باليني شلوغ امكان دارد كه الكترود معكوس حاصل از يك گوش به طور غير عمدي به ورودي گوش مقابل متصل شود. يا الكترودي كه براي گوش راست در نظر گرفته شده است ، ممكن است به طور اشتباه بر روي گوش چپ قرار گيرد. در حدود 10 درصد مردان يك نقص رنگي قرمز/سبز ژنتيكي تعيين شده دارند، كه اغلب به ناصحيح به عنوان نابينايي رنگي يا colorblindness اطلاق مي‌شوند. اگر سيم‌هاي الكترودها از رنگ‌هايي استفاده شوند كه قابل تمايز و متفاوت باشند براي اشخاصي كه نمي‌توانند بين رنگ‌ها تمايز قائل شوند، مشكلي ايجاد نمي‌كند.

۱۷ بازديد

سوئيت (محرك) – متغير – تعداد سوئيپ محرك متغير است و تعداد مورد نياز براي ايجاد يك نسبت سيگنال به نويز خوب بايد استفاده شود. (موج V به سمعك ويدكس طور واضح و قابل اعتمادي همراه با فعاليت الكتريكي زمينه نسبتاً كم و يا ميزان نويز كم ثبت شود).

(replications) RUNS – مساوي 2 و يا بزرگتر از 2- تاييد اين مطلب كه موج V وجود دارد، به ميزان زيادي توسط تاييد اينكه پاسخ قابل اعتماد است، افزايش مي‌يابد. يعني موج V در ناحيه زمان نهفتگي يكساني در دو يا تعداد بيشتري شكل موج معدلگيري شده به طور جدا مشاهده شود. به خاطر بياوريد، اگر شكل موج تكرار نشود، سپس شما بايد علت را بررسي كنيد.

 

پارامترهاي ثبت:

انتخاب مناسب برخي از پارامترهاي ثبت ذكر شده در جدول 2-9 براي ثبت و كشف مطمئن ABR در نوزاد و يا بچه جوان مهم است. در واقع، براي تعداد از پارامترهاي ثبت يك انتخاب نامناسب مي‌تواند منجر به اشتباه مثبت كاذب در آناليز شكل موج شود. يعني پاسخي ثبت نمي‌شود، در حالي كه در واقع كودك داراي شنوايي طبيعي است. يك مثال از چنين اشتباهي در اندازه‌گيري ABR در نوزاد، استفاده از آرايش الكترودي دگرسويي به جاي آرايش همانسويي است. به ندرت در يك نوزاد تازه متولد شده ABR از طريق الكترود معكوس واقع شده نزديك گوش دگرسويي به سمت تحريك ثبت مي‌شود. در مقابل در يك كودك داراي سن بيشتر يا بزرگسال اگر ABR در آرايش همان‌سويي وجود داشته باشد، سپس يك پاسخ قابل اعتماد به طور ثابت توسط آرايش الكترودي دگرسويي ثبت مي‌شود. اين آرايش الكترودي دگرسويي فاقد موج I ولي داراي امواج واضح III و V است. تاثير آرايش الكترودي بر روي اشكال موجي ABR در نوزادان تازه متولد شده در مقابل كودكان داراي سن بيشتر و بزرگسالان در كل 3-9 شرح داده شده است. توضيح دقيقي براي فقدان ABR ثبت شده به صورت دگرسويي در نوزادان تازه متولد شده وجود ندارد. عواملي در اين زمينه نقش دارند.

سطح آرايش الكترودي نسبت به توليد كننده‌هاي اجزاي ABR

اندازه‌ سركوچك

رشد نارس سيستم عصبي

در هر صورت نوزادي كه داراي ABR واضح و قابل اعتمادي توسط قرار گرفتن الكترود غير معكوس بر روي پيشاني و الكترود معكوس بر روي گوش همانسويي به محرك است، در صورت قرار گرفتن الكترود معكوس بر روي گوش دگرسويي به محرك معمولاً پاسخي نشان نخواهد داد. در واقع كاملاً آسان است كه در ثبت ABR از يك نوزاد به طور اشتباه از آرايش الكترودي دگرسويي استفاده كنيم. در موارد شتاب زدگي براي انجام دادن ABR در يك مكان باليني شلوغ امكان دارد كه الكترود معكوس حاصل از يك گوش به طور غير عمدي به ورودي گوش مقابل متصل شود. يا الكترودي كه براي گوش راست در نظر گرفته شده است ، ممكن است به طور اشتباه بر روي گوش چپ قرار گيرد. در حدود 10 درصد مردان يك نقص رنگي قرمز/سبز ژنتيكي تعيين شده دارند، كه اغلب به ناصحيح به عنوان نابينايي رنگي يا colorblindness اطلاق مي‌شوند. اگر سيم‌هاي الكترودها از رنگ‌هايي استفاده شوند كه قابل تمايز و متفاوت باشند براي اشخاصي كه نمي‌توانند بين رنگ‌ها تمايز قائل شوند، مشكلي ايجاد نمي‌كند.