پنجشنبه ۰۵ شهریور ۰۵

آرشیو دی ماه 1399

فلز آلومينيوم داري تركيباتي انعطاف پذير است كه به صورت سنگ معدن يافت ميشود

۱۰۴ بازديد

قابليت تشخيص گفتاري ضعيفبرخي مواقع پيشنهاد مي¬گرددكه فروش سمعك ويدكس از هدفون براي امتيازدهي به تشخيص كلمات استفاده نمود. چنانچه امتيازات كمتر از 50 درصد باشد مشخص مي¬گردد كه نتيجه بهينه استفاده از سمعك براي كمك به لب-خواني، ارزيابي صداي فرد و كشف صداهاي محيط محدود خواهد بود. دلايل زيادي وجود دارند كه نشان مي¬دهند چرا امتيازات بدست آمده از تعيين گفتار بوسيله هدفون¬ها شاخص خوبي براي بهره¬برداري مناسب از سمعك¬ها نخواهد بود. يك سمعك كاري بيش از نه تنها تقويت صدا انجام مي¬دهد. اين وسيله همچنين مي¬تواند طيف گفتاري وسيعي را شكل دهد، اين بدان معناست كه براي يك بلندي صداي مشخص تعيين گفتار بلندتر نسبت به بسامد يكنواخت كه در يك شنوايي¬سنج موجود است امكان¬پذيرتر است. Christensen, Lee و Humes (1994) نشان دادند كه براي افراد با اختلال شنوايي امتيازات گفتاري بدست آمده با بسامد بالا تاكيد بر فيلتر تنظيم شده براي تجويز NAL-RP مي¬باشد. بدين ترتيب كه براي چنين افرادي ميزان NAL-RP نسبت به آنهايي كه از چنين فيلتري استفاده نمي¬نمايند متفاوت است. Pettersson (1987) به نتايج مشابهي براي يك گروه 50 نفري از كودكان كه داراي نگاره¬هاي شنوايي يكنواختي مي¬باشند دست يافتند. حتي حداكثر امتياز ممكن با يك بسامد يكنواخت در طول آزمايش مشاهده نشده بود. امتيازات مربوط به تعيين سطح گفتاري متشكل از يك تركيب تصادفي ذاتي است. چنانچه امتياز واقعي (مانند بر مبناي تعداد بسيار زيادي از بخش¬ها) معادل 50 درصد باشد، امتياز مربوط به 50 بخش براي نمونه بيش از 61 و يا كمتر از 39 در سطح 5 درصد خواهد بود كه با توجه به موقعيت¬هاي مختلف، متفاوت خواهد بود. همان طور كه تعداد آزمون¬هاي مورد استفاده كاهش مي¬يابد پراكندگي امتيازات آزمون نيز گسترش مي¬يابد. امتيازات گفتاري همچنين با سطحي كه در آن ارائه مي-شوند در ارتباطند. تنها روش براي اينكه مطمئن باشيم آزمون در سطحي با بيشترين امتيازات ممكن انجام پذيرفته است، آزمون¬هاي چند سطحي مي¬باشد. محدوديت¬هاي زماني اجراي چنين آزموني را با تعداد زيادي از بخش¬ها در هر سطح ناممكن مي¬سازد. اعتبار اين آزمون¬ها مي¬تواند بواسطه ارزيابي¬هاي متعدد، طراحي نتايج و تست¬هاي هوش ارزيابي گردد. علي¬رغم اين، در برخي شرايط عدم قطعيت در حداكثر امتيازات همچنان باقي مي¬ماند. هر دو مشكل فوق¬الذكر مي¬توانند بطور بالقوه از طريق انجام آزمون¬هاي مدت¬دار و بررسي يك سيستم تقويت كننده كه متناسب با واكنش بيمار است. برطرف گردند. يك مشكل بسيار اساسي تفكيك امتيازات كسب شده ميان كاربران سمعك و افرادي كه از آن استفاده نمي¬كنند مي¬باشد. برخي افراد بواسطه روش¬هاي ديگر از استفاده از سمعك چشم¬پوشي مي¬كنند كه از آن جمله مي¬توان به لب¬خواني اشاره نمود. لب¬خواني نيز يكي از روش¬هايي است كه كمك به درك صداهاي اطراف و در نتيجه كاهش استرس، فشار و ناامني افرادي كه مشكل شنوايي دارند مي¬نمايد. اين افراد از طريق شمارش تعداد هجاها طي يك روش ساده كلمات را درك مي¬نمايند. بطور كلي در تست¬هاي گفتارسنجي امتيازات بر مبناي نوع مواد گفتار تعيين خواهند شد. افزايش در قالبيت فهم ايجاد شده توسط سمعك¬ها به ميزان زيادي با سطوح گفتار و صدا مرتبط مي¬باشد.2 . 2. 8 سمعك ها يا كاشت حلزون ؟فاكتورهاي زيادي وجود دارد كه بايد قبل از اين كه شخصي توام به كاشت حلزون كند در نظر گرفته شود . موارد ضروري كه بايد در جزئيات بيشتر اينجا در نظر گرفته شود اين است كه اكثر اوقات بايد يك انتظار معقول از اين كه كاشت حلزون توانايي تمايز گفتاري را در سطح بالاتري نسبت به سمعك فراهم مي كند وجود داشته باشد . يك استثنا مي تواند بيماري كم شنوايي پيشرونده باشد كه دراين شرايط كاشت حلزون را براي بيماري كه درجه ي كم شنوايي كمتري داردتجوي كنيم تا براي بيماي با كم شنوايي پايدار.مشكل بودن تصميم گيري درباره فوائد اين كار اين است كه كاشت حلزون براي بعضي از مردم به نسبت ديگران بهتر پاسخ مي دهد . بعضي از كاركردهاي آن را مي توان بر پايه ي : مدت زمان كم شنوايي ، سن كاشت حلزون، سن وقوع ناشنوايي ، شنوايي باقي مانده قبل از كاشت حلزون ، آسيب شناسي اختصاصي و فاكتورهاي انگيزيشي پيش بيني كرد . اما متغير هاي تعريف نشده ي احتمالي نتايج باقي مي ماند.شكل 3 . 8 براي بيماران بالغي كه كاشت حلزون داشتند و با 3 تست گفتاري آزمايش شدند امكان فراتر رفتن امتياز گفتاري روي محور افقي نمايش داده شده است كه بر پايه نتايج گزارش شده براي طرح فرآيند Ltd  srEAK است . حتي براي امتياز هاي خيلي كم گفتاري با سمعك ها ، احتمال پيشرفت كمتر از 100% است . زيرا نسبت كمي از بيماران با كاشت حلزون به هيچ تمايز گفتاري open – set ي را به دست نمي آورند. از سوي ديگر ، بسياري از بيماران هنگامي كه كاشت حلزون انجام مي دهند امتياز بالايي در جملات open – set در مكان هاي آرام به دست مي آورند. 

منبع :

https://tehransafir.com/%D8%B3%D9%85%D8%B9%DA%A9-%D9%88%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D8%B3/

۱۰۶ بازديد

امروزه سمعك¬ها در اندازه¬هاي كوچك در دسترس مي¬باشند. خريد سمعك فوناك آقاي X نبايد اينگونه فكر كند كه براي حل مشكلش بايد مقدار زيادي پول خرج كند. وي ممكن است دلايل ديگري نسبت به عدم رضايت يا ناتواني خود در مهارت صحبت بدون استفاده از سمعك بيان نمايد. خانم X مي¬تواند به آقاي X در درك همه نتايج حاصل از كاهش شنوايي كمك نمايد. براي مثال وي مي¬تواند از احساس خود در زماني كه آقاي X در درك گفتگو در داخل گروه ناموفق است سخن بگويد. بطور مشابه وي مي¬تواند به عدم رضايت خود در تفسير مكالمات براي آقاي X و يا افرادي كه در يك گروه صحبت مي¬نمايد اشاره نمايد. چنانچه هيچ شخص حاضر ديگري وجود نداشته باشد.  متخصصين باليني مي¬توانند از تجارب ديگر خانواده¬ها كه يكي از اعضاي آنها داراي مشكل شنوايي است و شرايطي همانند وضعيت آقاي X دارد استفاده نمايند.بطور كلي متخصصين باليني مي¬بايست اين اطمينان خاطر را ايجاد نمايند كه آقاي X بهترين امكانات ممكن را براي تغيير عقايدش در اختيار دارد كه مي¬توانند در يك تصميم¬گيري آگاهانه به وي كمك كنند. يكي از اين اطلاعات مي¬تواند در خصوص عملكرد سمعك¬ها در شرايط بسيار شلوغ باشد.در خاتمه هر بررسي چنانچه مشاور تشخيص دهد كه بيمار علاقه¬اي به پذيرش سمعك ندارد و يا اينكه نمي¬خواهد از سمعك استفاده نمايد، مي¬بايست از روش¬هاي معقول و برقراري ارتباط بين منافع و محرك-هاي استفاده، بيمار را آماده پذيرش سمعك نمود. داشتن تجارب منفي كه ممكن است مانع پذيرش سمعك از سوي بيمار گردد مي¬بايست با تشريح علل قانع كننده براي او و توضيح بدتر شدن شرايط در صورت عدم استفاده از سمعك، يكي از مواردي است كه در تجويز اين وسيله براي بيمار مي¬بايست مدنظر قرار گيرد. بيماراني كه نسبت به اثرات منفي كاهش شنوايي بر كيفيت زندگي خود آگاهي دارند به راحتي سمعك را مي¬پذيرند. اين وضعيت¬ها مي¬توانند عبارت باشد از: به سختي ارتباط برقرار كردن با افراد ديگر و صرف نظر كردن از برخي فعاليت¬ها به دليل بيماري¬هاي فيزيكي يا ذهني باشد. برخي بيماران ممكن است خواهان يك زندگي با برنامه همراه با اختلال شنوايي باشند. برخي افراد معتقدند كه يك مورد اخلاقي در رشد آگاهي بيمار از اين مساله وجود دارد. به نظر مي¬رسد كه جستجوي مشكلات مربوط به اختلال شنوايي توسط متخصصين باليني نياز به همكاري و شناخت اين موضوع توسط بيمار دارد.2-8: محدوديت بالاتر اختلال شنوايياز زمان ظهور ايمپلنت حلزوني و پشتيبان¬هاي لامسه¬اي هر فرد كه فاقد قوه شنوايي باشد مي¬تواند از اندام¬هاي مضصنوعي استفاده نمايد. بيمار مي¬تواند متناسب با وضعيش از اين اندام¬هاي مصنوعي استفاده نمايد. با توجه به امتيازات كسب شده در سنجش گفتار، سمعك¬ها و اعضاي مصنوعي براي بيماران تجويز مي¬گردد. توضيح مفصل در خصوص ايمپلنت¬هاي حلزوني و اندام¬هاي مصنوعي ماوراء اهداف اين كتاب مي¬باشند. از آنجايي كه ايمپلنت¬هاي حلزوني نسبت به پشتيبان¬هاي لامسه¬اي در درك گفتاري نتايج بهتري را به همراه دارند، متخصصين باليني با اصول تعريف شده¬اي در اين زمينه وبرو هستند، هرچند كه براي همه بيماران همه آنها را ارائه نمي¬نمايند. براي مثال تصميم نخست مي¬تواند مربوط به پيشنهاد سمعك براي هر دو گوش باشد. سمعك¬ها مي¬توانند به تنهايي و يا همرا با ايمپلنت¬هاي حلزوني براي هر بيمار تجويز گردد. چنانچه يك ايمپلنت حلزوني مناسب نباشد، مي¬بايست از سمعك¬ها با توجه به نتايج آزمايش بيمار استفاده نمود. چنانچه يك وسيله لامسه¬اي مناسب نباشد، مي¬توان سمعك¬ها را پيشنهاد نمود.

منبع :

https://tehransafir.com/%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%d9%81%d9%88%d9%86%d8%a7%da%a9/

۱۰۸ بازديد

Kennedy وCharles تعريف جامع تري از مشاوره را پيشنهاد كردند، سايت كه درابتدا با تفاوت گذاشتن بين مشاوره حرفه اي (professional) وغيرحرفه اي (nonprofessional)مي باشد. خوانندگان باحرفه هاي مشاوره (مثل روان شناسان، روان پزشكان، مددكاران اجتماعي) آشنا مي باشند، كه اين افراد براي فراهم كردن درمان درازمدت براي بيماران بوسيله بررسي وچالش تاريخچه شخصي وهم چنين بوسيله تحليل معاني پاسخ هاي يك فرد، آموزش ديده اند. روان درماني درمورد علت مشكلات يك فرد جستجومي كند، كه اين مشكلات ممكن است ازروابط خانوادگي ياازضربه روحي دوران كودكي منشابگيرند. هرچند مشاوران غيرحرفه اي افرادي هستند كه درساير "حرفه هاي كمكي" مي باشند، اما به بيماران كمك مي كنندكه بامحدوده اي ازعكس العمل هاي رواني وعاطفي مقابله كنند همانطوركه به حوزه تخصص شان مربوط است. به عبارت ديگر، اديولوژيست ها به عنوان مشاورين غيرحرفه اي مي توانند به بيماراني كه بخاطر تاثيركم شنوايي روي زندگي شان، عصباني، خشمگين، افسرده يا مضطرب هستند كمك كنند. اگرنگراني هاي نامربوط به كم شنوايي ارائه شوند (مثل بدرفتاري خانگي، بيكاري خانوادگي، مشكلات سلامتي ديگر، دارودرماني ها) دراين صورت اديولوژيست هابايد مرزهاي حرفه اي شان راتشخيص دهند واين بيماران رابه مراكز مناسب ارجاع دهند. زماني كه يك اديولوژيست احساس كند كه نسبت به محتوي ياشدت تعامل راحت نيست، دراين صورت اومي تواند فرض كند كه به يك مرزحرفه اش نزديك شده واحتمالا زمان مناسبي براي ارجاع بيمار ياوالدين به يك مشاورحرفه اي مي باشد. درحوزه مشاوره غيرحرفه اي، دوتمايزمي تواند ايجادشود: مشاوره غيرحرفه اي مي تواند شكلي ازمشاوره اطلاعاتي يامشاوره سازگاري فردي باشد. مثال هايي ازمشاوره اطلاعاتي پيش ازاين ارائه شد (يعني عمل توضيح يابيان اطلاعات براي بيماران ياخانواده ها). مشاوره اطلاعاتي حائزاهميت است اما اغلب به طورضعيف انجام مي شود؛ به طوركلي شواهدي نشان مي دهند كه بيماران تنها حدود 50% ازچيزهايي كه آزمايشگربه آنهامي گويد رامتوجه مي شوند وتنها 50% اين اطلاعات رابه يادمي آورند. به عبارت ديگر، اگرمانسبت به اين خطرآگاه نباشيم، تنها 25% ازمشاوره اطلاعاتي ماممكن است موثرباشد و75%بقيه به هدرمي رود. هنگام انتقال اطلاعات، اديولوژيست بايدنسبت به آمادگي بيماربراي يادگيري خيلي حساس باشد. مابايد به يادآوريم كه افرادهنگام آشفتگي ياضربه روحي زياد ياد نمي گيرند يا نمي فهمند، وبنابراين زماني كه بيماربراي مراجعه بعدي تلاش مي كند كه اطلاعات نقل شده رابه يادآورد وبفهمد، مانيازداريم كه كپي اطلاعات را با جزوات، ويدئوها و... فراهم كنيم.

منبع:

https://www.isna.ir/news/98122821764/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%85%D8%B9%DA%A9-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%B2-

۱۰۳ بازديد

Kennedy وCharles تعريف جامع تري از مشاوره را پيشنهاد كردند، سايت كه درابتدا با تفاوت گذاشتن بين مشاوره حرفه اي (professional) وغيرحرفه اي (nonprofessional)مي باشد. خوانندگان باحرفه هاي مشاوره (مثل روان شناسان، روان پزشكان، مددكاران اجتماعي) آشنا مي باشند، كه اين افراد براي فراهم كردن درمان درازمدت براي بيماران بوسيله بررسي وچالش تاريخچه شخصي وهم چنين بوسيله تحليل معاني پاسخ هاي يك فرد، آموزش ديده اند. روان درماني درمورد علت مشكلات يك فرد جستجومي كند، كه اين مشكلات ممكن است ازروابط خانوادگي ياازضربه روحي دوران كودكي منشابگيرند. هرچند مشاوران غيرحرفه اي افرادي هستند كه درساير "حرفه هاي كمكي" مي باشند، اما به بيماران كمك مي كنندكه بامحدوده اي ازعكس العمل هاي رواني وعاطفي مقابله كنند همانطوركه به حوزه تخصص شان مربوط است. به عبارت ديگر، اديولوژيست ها به عنوان مشاورين غيرحرفه اي مي توانند به بيماراني كه بخاطر تاثيركم شنوايي روي زندگي شان، عصباني، خشمگين، افسرده يا مضطرب هستند كمك كنند. اگرنگراني هاي نامربوط به كم شنوايي ارائه شوند (مثل بدرفتاري خانگي، بيكاري خانوادگي، مشكلات سلامتي ديگر، دارودرماني ها) دراين صورت اديولوژيست هابايد مرزهاي حرفه اي شان راتشخيص دهند واين بيماران رابه مراكز مناسب ارجاع دهند. زماني كه يك اديولوژيست احساس كند كه نسبت به محتوي ياشدت تعامل راحت نيست، دراين صورت اومي تواند فرض كند كه به يك مرزحرفه اش نزديك شده واحتمالا زمان مناسبي براي ارجاع بيمار ياوالدين به يك مشاورحرفه اي مي باشد. درحوزه مشاوره غيرحرفه اي، دوتمايزمي تواند ايجادشود: مشاوره غيرحرفه اي مي تواند شكلي ازمشاوره اطلاعاتي يامشاوره سازگاري فردي باشد. مثال هايي ازمشاوره اطلاعاتي پيش ازاين ارائه شد (يعني عمل توضيح يابيان اطلاعات براي بيماران ياخانواده ها). مشاوره اطلاعاتي حائزاهميت است اما اغلب به طورضعيف انجام مي شود؛ به طوركلي شواهدي نشان مي دهند كه بيماران تنها حدود 50% ازچيزهايي كه آزمايشگربه آنهامي گويد رامتوجه مي شوند وتنها 50% اين اطلاعات رابه يادمي آورند. به عبارت ديگر، اگرمانسبت به اين خطرآگاه نباشيم، تنها 25% ازمشاوره اطلاعاتي ماممكن است موثرباشد و75%بقيه به هدرمي رود. هنگام انتقال اطلاعات، اديولوژيست بايدنسبت به آمادگي بيماربراي يادگيري خيلي حساس باشد. مابايد به يادآوريم كه افرادهنگام آشفتگي ياضربه روحي زياد ياد نمي گيرند يا نمي فهمند، وبنابراين زماني كه بيماربراي مراجعه بعدي تلاش مي كند كه اطلاعات نقل شده رابه يادآورد وبفهمد، مانيازداريم كه كپي اطلاعات را با جزوات، ويدئوها و... فراهم كنيم.

منبع:

https://www.isna.ir/news/98122821764/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B3%D9%85%D8%B9%DA%A9-%D9%87%D9%88%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%B2-

۹۵ بازديد

مشاوره: چگونه اديولوژيست ها مي توانند درسازگاري نسبت ادامه مطلب به كم شنوايي به بيماران كمك كنندمقدمههمانند سايرحرفه هاي مراقبت ازسلامتي، اديولوژي نيز تركيبي از علوم "hard" و "soft" مي باشد. علوم "hard" اديولوژي شامل آناتومي وفيزيولوژي سيستم شنوايي، فيزيك صوت و... مي باشد. ما بايد براي شناخت عملكردهاي شنوايي بيماروساختارهاي آن براين علوم "hard" تسلط داشته باشيم، همانطوركه توسط طبقه بندي بين المللي عملكرد، ناتواني وسلامتي (ICF) سازمان سلامت جهاني، توصيف شده است.بااين حال مدل ICF تنها به گوش محدود نمي شود. مدل ICF هم چنين تاكيد مي كند كه اديولوژيست ها به چگونگي تاثيركم شنوايي روي فعاليت هاي بيمار، سطح مداخله درفعاليت هاي آن ها ومحدوده اي ازعوامل محيطي وفردي كه روي زندگي با كم شنوايي تاثيرمي گذارند وهم چنين ازآن متاثر مي شوند، توجه كنند.نكته جالب توجه اينكه، تنها يك بخش ازمدل ICF ازدانش پايه اي آموخته شده بوسيله علوم hard استفاده مي كند. سايربخش هاي آن نيازمند تسلط برعلوم soft مي باشد، كه اين علوم شامل: روان شناسي، جامعه شناسي، مطالعات فرهنگي و... مي باشد. ذكراين نكته نيزمهم است كه علوم "soft" به معناي علومي كه يادگيري شان راحت است يا علومي كه اهميت شان كم است، نيستند. اگراين علوم به سادگي يادگرفته مي شدند، مي بايست ما تاكنون اطلاعات كاملي درباره ماهيت انسان داشتيم! درحاليكه بيشتراطلاعاتي كه تاكنون بدست آورده ايم اين است كه هربيمار داراي مجموعه منحصربه فردي از منابع، ترس ها، انگيزه ها وعكس العمل ها نسبت به عوامل استرس زاي زندگي مي باشد. براي اينكه اديولوژيست به خوبي به بيمار خدمت كند، نه تنها بايد اين پاسخ ها رابداند بلكه هم چنين بايد مهارت هاي ميان فردي را براي كمك به بيماران مراجعه كننده به آنها، توسعه دهد. اين نوع حمايت فعال از بيمار، مشاوره اديولوژيك ناميده مي شود. اين فصل محدوده اي از واكنش هاي بيمار نسبت به كم شنوايي را توصيف مي كند وهم چنين استراتژي هايي كه اديولوژيست ها مي توانند براي كمك به روند سازگاري بيمار به كاربرند، را توسعه مي دهد.مشاوره دراديولوژي بيشتر اديولوژيست هاي داراي درجه كارشناسي ارشد، آموزش ويژه اي براي مشاوره دريافت نمي كنند. بيشتر اديولوژيست ها تصورمي كنند كه مشاوره به سادگي به معناي توضيح: نتايج آزمايش، عملكرد سمعك، محدوديت هاي سمعك، كاربرد وسايل كمك شنوايي و... مي باشد. به دانشجويان فارغ التحصيل توصيه شده كه ازبه كاربردن اصطلاحات حرفه اي اجتناب كنند، اما درغيراين صورت نيز راهنمايي هاي اندكي درمورد چگونگي برقراري ارتباط موثربا هربيمار دريافت كرده اند.

منبع:

https://tehransafir.com/%D8%B3%D9%85%D8%B9%DA%A9-%D8%B2%DB%8C%D9%85%D9%86%D8%B3-%D8%B3%DB%8C%DA%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86/#mce_temp_url#

۳۴ بازديد

الگوهاي اديوگرام و توابع شدت – نهفتگي ABRرديابي اينجا اولين پاسخ ABR در شنوندگان طبيعي،      در 10تا  20دسي بلي آستانه شنوايي رديابي اولين پاسخ ABR در افراد با كم شنوايي حسي غالباً در 5 دسي بلي آستانه شنواييزمان نهفتگي به شدت تاخيريافته در سطوح شدتي پائين و كاهش سريع زمان نهفتگي در سطوح شدتي بالا ( به علت درگيري بخشهاي قاعده اي حلزون ) دركم شنوايي هاي حلزوني فركانس بالاتوابع شدت – نهفتگي: CHL درمقابل SHLويژگي پاسخ هاي ABR در CHL:تاخير در زمان نهفتگي موج Iجابه جايي افقي زمان نهفتگي موج V متناسب با ميزان ABG        به همين علت تابع شدت- نهفتگي ABR در اين بيماران داراي شكل طبيعي بوده اما برحسب درجه كم شنوايي انتقالي جابه جا شده است.به علت overlap پاسخ ها، ABR نمي تواند در آستانه هاي 35 دسي بل يا كمتر، براي تمايز كم شنوايي انتقالي ازحسي مورد استفاده قرار گيرد.براي كم شنوايي انتقالي، زمان نهفتگي موج V به عنوان تابعي از آستانه ABR تغيير نمي كند، درحاليكه در كم شنوايي حسي زمان نهفتگي موج V تابعي از درجه كم شنوايي است.با استفاده از آستانه ABR و ميزان جابه جايي افقي امواج ميتوان بين كم شنوايي انتقالي از حسي تمايز قائل شد.توابع شدت – نهفتگي: شكل كم شنوايي حسيتوابع شدت – نهفتگي شيبدار نسبت به حالت طبيعي از ويژگي هاي كم شنوايي حسي مي باشد.ثابت ماندن ( نسبتاً) زمان نهفتگي بين موجي V- I جا به جايي اندك زمان نهفتگي، به علت طولاني تر شدن زمان نهفتگي موج I (در افت هاي حسي فركانس بالا ) دو مكانيسم احتمالي : ركروتمنت و cochlear travel timeاشكال و الگوهاي غيرطبيعي ABRناهنجاري در زمان نهفتگي مطلق:تاخير در موج I  و امواج بعدي ( شايعترين نوع و بيشتر نشاندهنده اختلال سيستم شنوايي محيطي )افزايش مختصر در زمان نهفتگي موج I  ( نشاندهنده آسيب شنوايي حسي فركانس بالا )عدم وجود موجI  در افت هاي حسي متوسط تا شديد ( بيش از 50 دسي بل و در محدوده 1000 تا 4000 هرتز)تاخير بارزو اساسي در زمان نهفتگي مطلق موج I  در افت هاي انتقالي و آميختهناهنجاري در زمان نهفتگي هاي بين موجي (نسبي) :افزايش مختصرزمان نهفتگي بين موجي V-I  (شكل B)تاخير در زمان نهفتگي بين موجي  III-I  و V-I  (شكلC )افزايش  فاصله بين موجي V – III (شكل D)فواصل بين موجي غيرطبيعي و مورفولوژي ضعيف امواج (شكل E )عدم وجود موج V (شكل F) وجود موج I  طبيعي بدون وجود ساير اموج (شكل G)عدم پاسخ ABR اشكال و الگوهاي غيرطبيعي ABR

منبع:

https://tehransafir.com/

۳۰ بازديد

كم شنوايي انتقاليتفسير نتايج ABR در بيماران سايت با شنوايي نامتقارن وكم شنوايي آميخته در گوش ضعيف تر، اگرتنها براساس زمان نهفتگي مطلق موج V باشد، بسيار چالش زاست. هردو كم شنوايي انتقالي و رتروكوكلئار عموماً باعثايجاد تاخير در زمان نهفتگي موج V مي گردند اما مقادير زمان نهفتگي هاي بين موجي  نسبتاً مستقل ازكم شنوايي انتقالي يا حسي مي باشند.اثر درجه و شكل كم شنواييكم شنوايي حسي فركانس پائين: ارزيابي ايميتانس در تمايز بين كم شنوايي حسي عصبي فركانس پائين از كم شنوايي هاي انتقالي ويا آميخته بسيار موثراست.با محرك كليك، امواج و توابع شدت – زمان نهفتگي ABRعموماً در كم شنوايي هاي حسي فركانس پائين، طبيعي ثبت مي شوند.  كاهش مختصر زمان نهفتگي بين موجي V-I  در اين بيماران، در مقايسه با شنوندگان طبيعي يا افراد كم شنواي با ساير اشكال اديوگرام.اثرات درجه و شيب كم شنواييافزايش زمان نهفتگي موج V با افزايش ميزان كم شنوايي در فركانس 4000 هرتزميزان زمان نهفتگي در كم شنوايي تا افت 60 dBHL ثابت بوده و سپس به طور خطي به ميزان حداكثر 4/0ms  تا افت شنوايي 90 dBHL افزايش مي يابدبيشترين تغيير در زمان نهفتگي، در بيماران با كم شنوايي بيشتر از 70 dBHL زمان نهفتگي  ABR در بيماران با كم شنوايي حسي شيب دار در مقايسه با اشكال اديومتريك flat، نسبتاً بيشتر مي باشد راهنماي تعيين سطح شدتي محرك كليك در ABR تشخيصي مطابق با درجه كم شنوايي ميانگين صوت خالص                               سطح شدتي كليك( براي 1000 ، 2000 و 4000 هرتز)0- 10dBHL                                           70dB nHL   20-39 dBHL                                         80 dB nHL 40-59 dBHL                                         90 dB nHL 60-79 dBHl                                        100 dB nHL Prosser و Arslan شاخص تشخيصي را براي تمايز بين اختلالات حلزوني از وراءحلزوني مطرح نمودند، كه به عنوان ΔV شناخته مي شود.مقادير مثبت ΔV ( بزرگتراز 0Δ ) دال بر اختلال وراءحلزوني مي باشد. ( %75 بيماران)براي مقادير ΔV كمتراز0، اطلاعات بيمارمي توانند با سطح اطمينان %95 براي اختلالات حلزوني بررسي  شوند نبود پاسخ در ABR ضرورتاً به معناي deaf  بودن نيست

منبع:

https://tehransafir.com/%d8%b3%d9%85%d8%b9%da%a9-%d8%a7%d8%aa%db%8c%da%a9%d9%86/